عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
463
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ولادت با تو آيد ، اگر دور بود و اگر نزديك ، آن دختر تو است ، و بر تو حرام است . دختران فرزندان و فرزندان فرزندان همه در تحت اين شوند . سيوم خواهراناند ، كه هام شاخ تواند از هر جهت كه باشد . چهارم خواهران پدراند ، كه هام شاخ پدر باشند . پنجم خواهران مادر ، كه هام شاخ مادر باشند . ششم دختران برادرند ، از هر جهت كه برادر بود ، از يك طرف بود يا از هر دو طرف . هفتم دختران خواهراند ، از هر جهت كه خواهر باشد . امّا ايشان كه از روى سبب حرامند : اوّل دايه است ، كه ترا شير دهد ، هر كه ترا شير داد يا پدرت را ، يا مادرت را شير داد ، وى مادر تو است ، يعنى از روى حرمت نه از روى نسب و وراثت . و از اينجا است كه دختران مصطفى ( ص ) را بنات امّهات المؤمنين گويند ، نه اخوات المؤمنين . دوم خواهران هام شيرانند ، چنان كه گفت : وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ ، و ايشان سهاند همچون خواهران نسبى ، و هر چند كه در قرآن اين دو نفرند كه مخصوصاند ، يعنى مادران و خواهران كه از جهت رضاع محرّماند ، امّا سنّت جماعتى ديگر در افزود به آنچه گفت : « يحرم من الرّضاع ما يحرم من النّسب » ، و روى انّه قال ( ص ) : « ما حرّمته الولادة حرّمه الرّضاع » . اگر زنى كنيزك شوهر خويش را كه طفله باشد شير دهد ، آن كنيزك بر شوهرش حرام شود ، و قيمتش بيوفتد ، كه اكنون دختر وى است از جهت رضاع ؛ و اگر زنى پسرى دارد ، آن گه دخترى بيگانه را شير دهد ، آن دختر خواهر اين پسر شود ، و نشايد كه اين پسر آن دختر را بزنى كند . امّا اگر آن دختر خواهرى دارد مر اين پسر را رسد كه آن خواهر را بزنى كند ، و اگر چه خواهر خواهرش باشد . و صورت اين در نسب آنست كه اگر مردى را پسرى بود و آن گه زنى خواهد كه آن زن را دخترى بود از شوهرى ديگر ، اكنون دخترى آرد ازين زن ، اين دختر خواهر آن